عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
109
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
خيلى كثيف . سه سمتش تكيه به دريا دارد و يك سمت متّصل است به زمين بهمنى 62 و قلعهء ريشهر 63 [ كه ] سابق معمور بوده و در جنگ انگليس خراب شده و باير است و جلگهء بهمنى عجب محلّى است ! بهشت بوشهر اينجا است . به فاصلهء يك ميدان از شهر ابتداى چاههاى آب شيرين است و معروفتر آنها چند چاه بهمنى است كه آب شيرين خوشگوار دارد و در اين جلگه به فاصلههاى پانصد ذرع و كموبيش عمارات عاليهء دو سه طبقه به سمت صحراهاى اطراف . دربها و ايوانها [ در ] گذشته ساختهاند ، خيلى خوشمنظر و اطراف آن عمارات ، باغهاى ميوه و نخيل و مركّبات و گلستانها و بوستانها و چمنها و غيره . چهقدر با صفا ! و اقلّا پانصد دستگاه از اين عمارات ساخته [ اند ] ، فاصله به فاصله كه با چاه گاو مشروب مىكنند ، حتّى باغات و نخيلات را ؛ و بيشتر آنها متعلّق است به سفراى خارجه و به اتباع آنها و قليلى ملك تبعهء ايران است و در حقيقت جلگهء وسيع با صفاى ريشهر را تبعهء خارجه تصرّف دارند و دينارى هم از بابت ماليات به ديوان نمىدهند ، بلكه زور هم مىگويند و سفارت انگليس « 1 » كلنل راس در حقيقت حكومت دارد و حكومت ايران در جنب سفرا جرأت نفس كشيدن ندارد و با احدى جرأت جواب و سؤال ندارند كه فورا يك بستگى به سفارتى پيدا مىكنند . مثلا پسر خالهء همسايهء سقا يا رختشو يا آبكش يا دايه يا آشپز فلان نوكر سفير است و على الحساب چهار قونسلگرى در بوشهر برقرار است : انگليس ، هلند و فرانسه و عثمانى ولى استيلاى انگليس بىاندازه است و غالب اهل بوشهر به اسم ماست فروش و بلمچى و سقّا و غيره بستگى دارند به سفارتى حتّى تجّار و كسبه . و از جملهء اسباب خرابى بوشهر بودن شخص تكران است و برادرش ارشك در برازجان [ كه ] از منتسبين ناظم الدّوله ميرزا ملكم خاناند و از ارامنهء جلفاى اصفهان كه حالا به لباس فرنگى درآمدهاند و بستگى به خارج پيدا كردهاند . تكران از متقلّبين است . در حكومتهاى سابقه تمام اسلحهء مخفيّه به توسّط او وارد خاك فارس و ايران شده و حالا خفيهنويس انگليسها است و در سلك تجّار فرنگى و با تمام زنهاى بوشهر راه دارد از غنى و فقير و معارف و غيره . معين التّجار را گويند منصب سرتيپى دارد و درب خانهاش يك نفر توپچى و چهار سرباز چاتمه « 2 » زدهاند ؛ و هكذا حاجى ملك كه يك دسته سرباز دارد و غلام حاجى ملك ، حاجى
--> ( 1 ) . منظور كنسول انگليس است . ( 2 ) . چاتمه ( تركى ) : وضع استقرار چند تفنگ بر روى زمين بدين نحو كه ته آن را با كمى فاصله از هم روى زمين قرار و سر آنها را به هم تكيه دهند تا به صورت مخروطى درآيند . چاتمهزدن : توقّف عدّهاى قراولان در محلّى . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) .